اخبار بازیگران

عکس ژاله علو در جوانی

ژاله علو بازیگر پیشکسوت سینمای ایران می باشد در این بخش بیوگرافی و عکس ژاله علو در جوانی را مشاهده میکنید.
عکس ژاله علو در جوانی با لباس خال خالی

عکس ژاله علو در جوانی

ژاله علو در کوچه شریعت، واقع در محله سنگلج تهران، از پدری ارتشی به دنیا آمد. پدربزرگ وی (علوالسلطنه) از خوشنویسان دوران قاجار بود. او در کودکی آثار ادبی ادیبان ایرانی، همچون حافظ و سعدی و مولانا را فرا گرفت. در نوجوانی، عضو چند انجمن ادبی و گروه شعرخوانی بود و همین فعالیت ها، موجبات راهیابی وی به رادیو و گویندگی در آن را در سال 1327، مهیا کرد.
ژاله علو، فارغ التحصیل دانشسرای مقدماتی تهران و هنرستان هنرپیشگی تهران (دوره تحصیلی 3 ساله) است.
عکس ژاله علو در جوانی با موی بسته

ژاله علو در جوانی

ژاله علو از صدای بسیار خوبی برخوردار بود و در سال 1331 به رادیو رفت و به گوینده گی برنامه های مختلف پرداخت. یک سال بعد ، در سال 1332 فعالیت خود را در زمینه ی دوبله آغاز کرد و در فیلم های زیادی به جای هنربازیگران معروف سینمای جهان حرف زده است. نخستین فعالیت های هنری وی را گویندگی زنده در رادیو، شامل می شد. وی به اجرای نمایش های رادیویی می پرداخت و از پایه گذاران برنامه داستان شب بود. اجراهای وی در رادیو، وی را بر آن داشت که نام «ژاله» را برای خود برگزیند. او آغازگر دوبلهٔ کارتون در ایران بود و دوبلهٔ بسیاری از کارتون های والت دیسنی، مانند پینوکیو، سفید برفی، زیبای خفته، سیندرلا، صد و یک سگ خالدار و … به کارگردانی وی انجام شده است.
عکس ژاله علو در جوانی با لباس سفید
اولین اثر سینمایی
ژاله علو در سال 1327 وارد سینما شد. نخستین فیلمی که در آن بازی کرد فیلم توفان زندگی نام داشت و آخرین فیلم سینمایی اش ،
فیلم سلطان ساخته ی مسعود کیمیایی در سال 1375 بود. او در طول فعالیت بازیگری اش در سینما پنجاه فیلم بازی کرد.
اولین کار تئاتر
او ابتدا به تئاتر روی آورد و در سال 1328 با نمایشنامه ی ماری مادلن در تئاتر فردوسی فعالیت تئاتری خود را آغاز همزمان با ثبت نام اش در هنرستان هنرپیشگی آغاز کرد ، حدود یک سال در تئاتر فردوسی فعالیت کرد و بعد از آن به تئاتر تهران رفت و پس از مدتی دوباره به تئاتر فردوسی بازگشت. در مدت فعالیت تئاتری اش در بیش از بیست نمایشنامه ایفای نقش کرد.
آخرین اجرای تئاتر خود را در سال 1337 و در نمایشی به نام توپاز، به کارگردانی نصرت الله محتشم، انجام داد.
عکس ژاله علو در جوانی با روسری
  بیشتر بخوانید: عکس بازیگران زمان شاه به همراه زندگینامه آن ها

تصاویر ژاله علو در جوانی

 ازدواج و زندگی شخصی ژاله علو
وی در سال 1330، با نصرت الله محتشم ازدواج کرد.و آخرین تئاتری هم که کار کرد، “توپاز” نام داشت که در سال 1337 به کارگردانی محتشم اجرا شد.
همسر ژاله علو
نصرت الله محتشم (تولد 1298 تهران – مرگ 1359 تهران) هنرمند سینما و تئاتر ایران است.
وی فعالیت هنری را از سال 1308 با بازی در تئاتر فرهنگ رشت شروع کرد و بعد آن را تئاترهای استودیو درام کرمانشاهی، نکیسا، تهران و فردوسی ادامه داد.
فعالیت سینمایی را از سال 1314 با بازی در فیلم شیرین و فرهاد آغاز کرد. از دهه 1320 به فعالیت در رادیو مشغول شد؛ و از سال 1331 در دوبله نیز به فعالیت پرداخت. وی دو دوره در سال های 1331 و 1341 ریاست اداره نمایش کشور را به عهده داشته است.وی همسر ژاله علو و روح انگیز سامی نژاد بوده است.
صدیقه سامی نژاد معروف به روح انگیز (1295–1376) نخستین هنرپیشه زن اولین فیلم ناطق ایرانی به نام دختر لر است.
صدیقه سامی نژاد در روز 3 تیر 1295 در شهر بم در استان کرمان متولد شد و در سال 1308 به همراه همسرش دماوندی که در استودیو امپریال فیلم بمبئی به کار اشتغال داشت به هندوستان مهاجرت کرد و پس از 18 سال به ایران بازگشت.
وی به دلیل بازی و ظاهر شدن بدون حجاب در سینما مورد انتقاد شدید خانواده اش قرار گرفت و مجبور شد سختی را پشت سر بگذارد.وی پس از سه ازدواج ناموفق (که دومین آنها با نصرت الله محتشم بود) در حالی که فرزندی نداشت سی سال آخر عمر را به تنهایی زندگی کرد و زمانی که درگذشت بسیاری تصور می کردند او سال ها پیش از آن درگذشته است.
روح انگیز سامی نژاد تا صبح 10 اردیبهشت 1376 در طبقه پایین خانه ای دو طبقه واقع در خیابان پاسداران تهران، سروستان ششم زندگی می کرد و در بعد از ظهر چهارشنبه دهم اردیبهشت 1376 در تهران در سن 81 سالگی درگذشت و در قطعه 36 ردیف 44 شماره 41 بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
خدا را شکر هیچ کسالتی ندارم. فقط مدتی است که خودم به خودم استراحت داده ام و ترجیح دادم فعلا کار نکنم. اکنون فقط در منزلم استراحت می کنم.مدتی بود که در رادیو کار خاصی نبود، بنابراین ترجیح دادم استراحت کنم. الان یک سال است که برای رادیو کار نمی کنم اما اگر زمانش فرا برسد و کاری باشد که دوست داشته باشم حتما به رادیو برمی گردم چراکه من رادیو را خیلی دوست دارم.آخرین کار تلویزیونی ام سریال «مختارنامه» بود. از آن به بعد مدت هاست که در تلویزیون کار نکردم و فعلا هم قصد ندارم کار کنم.
عکس ژاله علو در جوانی

 قسمتی از مصاحبه با ژاله علو

کجا از شما امتحان گرفتند؟ نحوه کار چگونه بود؟
 در خیابان دکتر شریعتی “بی سیم” امتحان مان هم خواندن شعر و مقالات ادبی بود که من قبول شدم. در واقع اولین کار هنری من از پشت میکروفن رادیو زنده پخش شد. بعدها کم کم نمایشنامه های کوتاه نوشته شد و بازیگران تماشاخانه تهران آن را به صورت نمایشنامه های رادیویی تنظیم و اجرا کردند. مرحوم مجید محسنی و جمشید شیبانی و حمید قنبری هم پیش پرده می خواندند. کم کم داستان شب، جای خود را در رادیو باز کرد. اولین نمایشنامه ای که من برای داستان شب کار کردم “دختر خورشید” نام داشت که نصرت الله محتشم آن را کارگردانی کرد. نویسنده برنامه عزیزالله حاتمی و گوینده آقای مانی بود. این برنامه از ابتدا ساعت 10 شب و با همان آرم مشهور پخش می شد. مدتی بعد دستگاه های ضبط در تولید رادیو، میدان ارگ راه اندازی شد و ما به جای پخش زنده، تمام داستان ها را ضبط می کردیم.
 یادم می آید مثلا برای ضبط قسمتی از نمایشنامه “اتللو” از هفت شب تا صبح در رادیو ماندیم. کار خیلی سختی بود. در مجموع چهار داستان شب در ماه اجرا می کردیم که شش قسمتی بودند و در طول هفته پخش می شدند. جمعه ها هم برنامه بعدازظهر جمعه را اجرا می کردیم.
 ژاله علو در همان سال ها وارد هنرستان هنرپیشگی شد و یک دوره سه ساله را گذراند. در همین سال ها میترا فیلم با درج یک آگهی در روزنامه ها برای بازی در فیلم “طوفان زندگی” به کارگردانی علی دریابیگی چند خانم را به کار هنرپیشگی دعوت کرد. ژاله علو از جمله کسانی بود که به این آگهی پاسخ داد و برای کار انتخاب شد.
 از این فیلم چیز زیادی یادم نیست. داستان فیلم را نظام وفا شاعر معروف نوشته بود و دکتر کوشان هم فیلمبردار بود. محل کارمان منزل ارباب جمشید در باغ بزرگی در جوادیه تهران بود. یک صحنه هم در محل انجمن موسیقی ملی ایران گرفته شد. آنجا بود که آقای بنان و مجد آواز خواندند. اگر آواز را بشنوم یادم می آید ولی مطمئنم که دیلمان را در همین فیلم خواندند.
عکس ژاله علو در جوانی در تئاتر
 در این فیلم چقدر دستمزد گرفتید؟
 یادم نیست.
 همبازی هایتان چه کسانی بودند؟
اقدس خواجه نوری نقش مادر و گرگین کیایی نقش پدر را بازی می کردند. یک خانم خارجی هم مشاور هنری کارگردان بود.
فیلم بعدی که ژاله علو در آن ظاهر شد، “واریته ی بهاری” نام داشت و پس از آن در فیلم “زندانی امیر” شرکت کرد. بعد از آن به تئاتر راه یافت و فعالیت گسترده ای را در این زمینه آغاز کرد. اولین کار تئاتری او در سال 1328 با استپانیان روی صحنه آمد.
او از خاطرات آن سال ها چنین می گوید:«من در تئاتر فردوسی بازی می کردم تا اینکه روزی بچه های تئاتر تهران از من خواستند در نمایشنامه ای به نام “آغامحمدخان” بازی کنم. در این نمایشنامه من نقش امینه خواهر فتحعلی شاه را داشتم. بعد از آن نمایشنامه “تو ما منی” را به کارگردانی استاد حالتی و مرحوم تفکری و مجید محسنی بازی کردم و پس از آن دوباره به تئاتر فردوسی برگشتم و نمایشنامه “شاه صفی” را با محتشم کار کردم. در این نمایشنامه نقش اصلی بر عهده من بود».
نمایشنامه “شاه صفی” باعث شهرت شما شد. بعد از این نمایشنامه بود که اسم تان را عوض کردید؟
 خیر. من وقتی که با آقای حمیدقنبری در رادیو کار می کردم، قرار شد در برنامه های موزیکال و شاد آواز بخوانم. از آن پس به خاطر خواندن در رادیو اسم “ژاله” را انتخاب کردم و به تدریج نام ژاله جای نام شوکت را گرفت.
ژاله علو در سال 1330 با نصرت الله محتشم ازدواج کرد و آخرین تئاتری هم که کار کرد، “توپاز” نام داشت که در سال 1337 به کارگردانی محتشم اجرا شد.
 همزمان با تئاتر در سینما هم فعالیت داشتید؟
نه، من  فیلم “افسونگر” دیگر بازی نکردم. ولی گه گاه دوبله می کردم.
 چطور شد که نقش اول فیلم “افسونگر” را بازی کردید؟
دکتر کوشان به من پیشنهاد کردند. با آنکه نقش منفی بود، ولی پذیرفتم و 3 هزار تومان هم دستمزد گرفتم.
 آن زمان قبل از کار، فیلمنامه را به هنرپیشه ها می دادند یا خیر؟
خودشان هم اصلا فیلمنامه نداشتند چه برسد به اینکه به بازیگران هم بدهند. در واقع فکری به ذهن شان می رسید و می نوشتند ولی اجرا و دیالوگ اصلی را سر صحنه به من می گفتند. ما لباس می پوشیدیم، گریم می شدیم، دوربین و فیلمبردار حاضر بود، تازه کارگردان می آمد و همان سر صحنه چیزی می نوشت و دست ما می داد که اجرا کنیم. همان جا یکی دو بار تمرین می کردیم گاهی اوقات سعی می کردیم حفظ کنیم و گاهی هم سوفله به کمک مان می آمد.
 در مورد کارهای تاریخی چطور؟ مثلا در “آغامحمدخان” دیالوگ ها را حفظ می کردید یا سوفلور داشتید؟
کار حفظ آن دیالوگ های تاریخی حتی برای خود کارگردان هم سخت بود و تقریبا برایش سوفله می کردند. گاهی اوقات هم از خودش می گفت و می رفت. یک مضمونی را پیدا می کرد و دنباله آن را می گرفت و جلو می رفت.
از کارگردانانی که به شما اصول بازیگری را آموختند چه کسی را به یاد دارید؟
تقریبا هیچ کس را.
عکس ژاله علو در جوانی با لباس آبی
 شما در فیلم هایتان خودتان به جای خودتان صحبت می کردید؟
بله، تنها در چند فیلم جای خودم صحبت نکردم، یک “طلسم شکسته” بود که در آلمان دوبله شد و دیگری “طوقی” بود که علی حاتمی معتقد بود صدای من برای آن پیرزن کور خیلی قوی و شیک است و یکی هم فیلم “پل” بود که خانم سیمین جای من حرف زد.
 از بیژن و منیژه چه خاطراتی دارید؟
این فیلم در حال تهیه بود و خانم تاجی احمدی و ایلوش هم در آن بازی می کردند که دکتر کوشان دنبال من فرستاد. در واقع وقتی من وارد بازی شدم یک مقداری از فیلم گرفته شده بود و من نقش منیژه را بازی کردم. بعد از بیژن و منیژه کارهای تاریخی زیادی کردم:”شیرین و فرهاد”، “لیلی و مجنون” که در اولی نقش خواهر شیرین ملکه ارمنستان و در دومی نقش مادر مجنون را داشتم.
 با توجه به اینکه شما نقش منفی هم بازی کردید برخورد مردم با شما چطور بود؟
نقش منفی برای من در ارتباطم با مردم کوچک ترین اثری نداشت. تا وقتی که فیلم را در سینما می دیدند نقش منفی بر روی آن ها اثر می گذاشت، ولی در بیرون از سینما من محبوبیت زیادی داشتم.
 از بین کارهایتان کدام را از همه بیشتر دوست دارید؟
“سایه نگاه” را خیلی دوست داشتم. در این فیلم نقش مادری را بازی می کردم که پادشاهی بچه اش را می گیرد و او به دنبال فرزندش به قصر می آید و آنچه که بین آن ها اتفاق می افتد خیلی جالب است. البته قصه آن به صورت کتابی چاپ شده و عکس های ما هم به عنوان بازیگر در آن هست.
 فیلم اولی را که دوبله شد دیدید، “دختر فراری” بود؟
بله. این فیلم در ترکیه دوبله شده بود، اما یک خاطره جالب از فیلم “جادوگر شهر زمرد” دارم. من وقتی بچه بودم این فیلم را دیدم و سال ها بعد اتفاقا خودم فیلم را دوبله کردم و سرپرست دوبلاژ شدم و تمام خاطرات کودکیم زنده شد. “بیست هزار فرسنگ زیر دریا” را هم خودم دوبله کردم. فیلم “طلسم شکسته” را من بازی کردم، ولی فیلم به آلمان رفت و دوبلور های ایتالیایی در آنجا دوبله کردند و همسر منوچهر زمانی به جای من صحبت کرد. استودیوهای دوبله آن زمان هیچ کدام کیفیت خوبی نداشتند و بهترین استودیو سانترال بود که توسط مهندس کامرانی افتتاح شد. ایشان دستگاه های خوبی از آلمان آوردند و یک متخصص صدای آلمانی هم شروع به کار کرد. آقایان میزانی و فره وشی هم آنجا کار می کردند. اما «ایران فیلم» به علت وجود آقای رضایی و «استودیو بدیع» با حضور آقای بدیع فعالیت بیشتری داشتند.
عکس ژاله علو در جوانی با لباس بنفش
آن سال ها بیشتر جای چه کسانی صحبت می کردید؟
من به جای ایون سانسون، ایون دوکارلو، جینالولو بریجیدا و سوفیا لورن در بسیاری از فیلم ها صحبت کردم. در فیلم “فاتح” جای سوزان هیوارد صحبت کردم.
 مدیر دوبلاژ “اوشین” شما بودید؟
بله.
 می گویند اوشین در دوبله تغییراتی کرده است حقیقت دارد؟
نه چندان، باور کنید.
 می گویند در خارج از کشور با نام های دیگری در کشورهای عربی به نمایش درآمده؟
امکان دارد با هر عنوان دیگری در هر کشور دیگری نمایش داده شده باشد ولی اسم اصلی این سریال همین بود که ما اینجا به کار بردیم.
 دیالوگ های اصلی فیلم را در اختیار داشتید؟
بله و به شما قول می دهم که “اوشین” همین است که دیدید غیر از دو موردی که یک مقداری متفاوت مطرح شد.
 آن دو مورد چه بود؟
یکی روحیه ضد جنگش بود و دیگری طرز تفکر سیاسی آن که بنا به فرهنگ و شرایط ملی خاص زمان تغییر یافت.
عکس ژاله علو در جوانی با لباس آبی
سینما
طوفان زندگی 1327
زندانی امیر1327
واریتهٔ بهار1328
افسونگر1331
آغا محمدخان قاجار 1333
ماجرای زندگی 1333
عروس دجله 1333
اتهام1335
یعقوب لیث صفاری1336
طلسم شکسته 1337
بیژن و منیژه1337
بی ستاره ها 1338
پیمان دوستی1338
آسمون جل (1338
صفرعلی 1339
پیمان 1339
دندان افعی1340) بیوه های خندان (1340
ور پریده 1341
طلای سفید 1341
کلید 1341
هوکانی ناتمام-1348
شیرین و فرهاد 1349
لیلی و مجنون 1349
طوقی 1349
پنجره 1349
پل 1350
احساس داغ1350
داش آکل 1350
لوطی 1350
آدمک1350
قلندر1351
اتل متل توتوله 1351
فتنهٔ چکمه پوش1351
ساعت فاجعه1351) عباسه و جعفر برمکی (1351
آبنبات چوبی 1351
شیرعلی مردان 1351
کیفر 1352
غریب 1352
صدای صحرا1354
واسطه ها 1356
زمان از دست رفته 1368
پرواز را به خاطر بسپار1371
جنگ نفت کش ها 1372
آدم برفی 1373
روز واقعه 1373
پری1373
طالع سعد1374
زن امروز 1375
سلطان 1375
مسافر ری (نسخهٔ سینمایی) 1380
مهمان مامان1382
تلویزیون
1389–1390 مختارنامه بازیگر داوود میرباقری
1387–1390 مستند ساکن صحرای سکوت
1382–1387 شیخ بهایی بازیگر شهرام اسدی
1385 ساعت شنی بازیگر بهرام بهرامیان
1385 روز رفتن بازیگر جواد افشار
1383–1384 مشق عشق بازیگر بهرام بهرامیان
1378–1381 روشن تر از خاموشی بازیگر حسن فتحی
1377–1381 تفنگ سرپر بازیگر امرالله احمدجو
1379 مسافر ری بازیگر داوود میرباقری
1379 آی آدم ها بازیگر محمد حسین پور
1378 یکی بود، یکی نبود بازیگر جواد ارشاد
1377–1378 روزهای زندگی بازیگر سیروس مقدم
1377–1378 بگذار آفتاب برآید بازیگر مهمان حسین مختاری
1377 چشم به راه بازیگر اصغر فرهادی
1375 پیگرد بازیگر اردشیر طلوعی
1375 قائم مقام فراهانی بازیگر محمدرضا ورزی
1375 زیر چتر خورشید بازیگر بهمن زرین پور
1374 بی بی یون بازیگر حسین پناهی
1370–1374 این خانه دور است بازیگر مسعود رسام
1373 آوای فاخته بازیگر بهمن زرین پور
1372 سنگ و شیشه بازیگر جمشید حیدری
1372 سرزمین من و نقابداران بازیگر مرتضی جعفری
1372 تاریخ روابط ایران و انگلیس بازیگر
1372 باغ گیلاس صداپیشه مجید بهشتی
1370–1371 روزی روزگاری بازیگر امرالله احمدجو
1370 نقاشی با خطوط ساده راوی میترا عبدی
1370 وزیرمختار بازیگر سعید نیک پور
1367 گالش های مادربزرگ بازیگر بهمن زرین پور
1367 بخش چهار جراحی بازیگر مسعود فروتن
1367 اسناد کهنه، تاریخ نو بازیگر نادر ابراهیمی
1365–1366 گرگ ها بازیگر داوود میرباقری
1363–1364 امیرکبیر بازیگر سعید نیک پور

تئاترها

ماری مادلن
در سایهٔ حرم
سوگلی حرم
دزد ناشی
سرباز فداکار
شاه صفی
جاسوسه
شعله
لبخند مرموز
آغا محمد خان
تو مال منی
توپاز
تلافی
میهمانان سمج
قهرمان
رقص زمین
گزیدهٔ دوبله ها

کارتون های والت دیزنی:گربه های اشرافی، سیندرلا، زیبای خفته، صد و یک سگ خالدار، ماجراهای پینوکیو، سفیدبرفی و هفت کوتوله و تام بندانگشتی
مجموعهٔ کارتونی «رامکال»
مجموعهٔ کارتونی «سرندیپیتی»
مجموعهٔ کارتونی «الفی اتکینز»
مجموعهٔ کارتونی «پت پست چی»
مجموعهٔ تلویزیونی «زن اتمی»
فیلم سینمایی «جادوگر شهر زمرد»
فیلم سینمایی «بادبادک آبی»
فیلم سینمایی «یوزپلنگ»
فیلم سینمایی «پسری روی دلفین»
فیلم سینمایی «دُن آرام»
فیلم سینمایی «شنیدم که جغدی مرا به نام می خواند»

مجموعهٔ تلویزیونی «سویینی»

مجموعه تلویزیونی «سال های دور از خانه (اوشین)»

جوایز ژاله علو

تندیس افتخار برای یک عمر فعالیت سینمایی از سوی خانهٔ سینمای ایران (1382)
تقدیرنامه برای یک عمر فعالیت هنری و تأثیر فرهنگی از انجمن بازیگران سینمای ایران
لوح تقدیر به عنوان کارگردان برتر از ششمین جشنوارهٔ بین المللی برنامه های رادیویی
لوح تقدیر و جایزهٔ بهترین کارگردانی برای نمایشنامهٔ رادیویی «یک اتفاق ساده» در جشنوارهٔ بین المللی برنامه های رادیویی (1385)
معرفی به عنوان چهرهٔ ماندگار (1389)

امتیاز شما به این مطلب

امتیاز کاربران بازیگرنیوز به این مطلب

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا